من خوشبختم

به کوری چشم همه ی تنگ نظران

و همه ی کسانی که قسم خورده بودند من خوشبخت نمی شوم

 

و گوشی هست اینجا ،‌درست کنار لب هایم

که حرف هایم را با او می گویم

گوش می دهد

همدردی نمی کند

همدلی می کند

 

چیزی که کمتر کسی می تواند

پس لزومی به بودنم در اینجا نیست

/ 11 نظر / 38 بازدید
نمایش نظرات قبلی
طعم رهایی...

یه وقتایی لازم نیست حرفی زده شه بین دو نفر... همین که دستت رو آروم بگیره..... یه فشار کوچیک بده..... این یعنی من هستم تا آخر آخرش..... همین کافیه...

طعم رهایی...

شاید تو از شعرهای من چیزی نفهمی اما… شعرهای من… خیلی خوب تو را می فهمند …

طعم رهایی...

اگر خوشبختی را برای یک ساعت می خواهید، چرت بزنید. اگر خوشبختی را برای یک روز می خواهید، به پیك نیك بروید. اگر خوشبختی را برای یک هفته می خواهید، به تعطیلات بروید. اگر خوشبختی را برای یک ماه می خواهید، ازدواج كنید. اگر خوشبختی را برای یک سال می خواهید، ثروت به ارث ببرید. اگر خوشبختی را برای یک عمر می خواهید، یاد بگیرید كاری را كه انجام می دهید دوست داشته باشید ...:::استیو جابز :::..

بهیار

خدا را سپاس که یکی از بندگانش شاکر است . اما این جا بودن هم خوب است . زکات حال خوب چیست ؟ گذاشتن چار تا تجربه و حال خوش تا بقیه هم انرژی بگیرن . نه ؟!

بهیار

آهای آکواریوس این قدر دیر میای که قیافه ت از یاد آدم میره خیلی خوب اگه یه گوش خوب گیر آوردی چارتا حرف خوب هم اینجا بذار چرا ما باید فقط برای پراکندن اندوه و بدبختی هامون دریچه ای وا کنیم و وقتی حالمون خوشه بذاریم بریم ؟ بگو برایم چه چیزی تو را مجاب کرده است ؟ گوشهایی تسلیم و بی اعتراض یا شیفته ای که گوش نمی دهد بلکه به دهانت خیره می شود ؟ بگو خوشبختی چه طول و عرضی دارد شاید روزی ما هم با او ملاقات کنیم . . .

بهیار

سلام آکواریوس بیش از نود روز است که نوشته ای من خوشبختم ... پس لزومی به بودنم در این جا نیست . برخی کنار نهر می آیند تا از رقص ما هی ها الهام بگیرند ، تا زلال آب آنان را آرامش بدهد ، تا عبور آب آن ها را به عبور زندگی یادآور شود ؛ اما برخی می آیند تا قلاب بیندازند و یک ماهی بگیرند و تا گرفتند می روند . ماهی خوب است . در حوض خانه ات مواظبش باش ! دلت آیا برای عبور نهر تنگ نشده است ؟ بسیاری در حوض خانه شان ماهی دارند اما قدم زدن در زیر باران را از یاد نمی برند . با من بیا زیر باران آبانماه ، بی چتر ، بی کلام ، بی درد . دردهایت را برایم نیاور چرا که نگبانی برایش یافته ای حرف های تازه بیاور از جنس ما نه من ، تو ، او .

بهیار

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم ... بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم . (ف.مشیری)

سرباز

سلام دای دختر چه خبر چیکار میکنی؟ کم پیدایی؟

بهیار

چشم من کور ! درست . ولی بود آیا که دمی پنجره را بگشایی ؟!

بهیار

آکواریوس ! رکورد اصحاب کهف را هم شکستی دقیانوس رفت رفتگران عشق کوچه ها را جارو کردند . هزاردستان نغمه می خوانند بیرون بیا دلم برای صدای نشنیده ات تنگ شده مسخره ست . نه ؟